کاپشن نو
دیشب با بابایی رفتیم بیرون تا برات کتاب بخریم شما رو هم گذاشتیم خونه مامانی کتاب فروشی بسته بود ماهم گفتیم یه دور بزنیم و برگردیم خونه مامانی که یه هو یه کاپشن خوشگله صورتی دیدیم و تصمیم گرفتیم براتون بخریم وقتی کاپشن و نشونت دادیم به خاطر خز روی کلاهش اینقدر ذوق کردی و جیغ کشیدی که سر درد گرفتیم ولی تو همچنان با کاپشنت بازی می کردی و خوشحال بودی عکس: ادامه مطلب ...
نویسنده :
مامان آیسا
8:35












